محمد حسن خان اعتماد السلطنه
65
مرآة البلدان ( فارسى )
اتفاق ايشان متوهم گرديد و محض تفرقه ، بعضى از اين ايل جليل را به دفع تركمان صاين خانى به قلعهء مباركآباد استراباد فرستاد و برخى را به مرو شاهجان خراسان و آن سرحدات روانه نمود . ولى شاهقلى خان به محل اقامت خود متوقف بود و تمكين جلا ننموده اما سالى يك مرتبه به استراباد آمده به همراهى لشكر استرابادى با تركمانيهء صاين خانى كارزار مىنمود و ايشان را قتل مىكرد و نصرت او را بود . حاكم استراباد از اين معنى خورسند و مايل به توقف آن سردار زورمند به استراباد بود و تكليف سردارى عسكر آن حدود را به آن دلير ارجمند مىنمود و او ابا مىكرد تا سفرى شيفتهء جميلهاى استرابادى شده حصول وصال او مايهء وصول و فوز حاكم استراباد به مطلوب گرديد . از آنوقت اين شهر به شرافت توطن اين ايل جليل سمت امتياز و برترى بر ساير بلدان ممالك محروسه يافت » . انتهى . ثالثا آنچه در كتاب مستطاب جامجم نواب و الا معتمد الدوله « 88 » ابن وليعهد - طاب ثراه - مسطور است و متعلق به شرح اين مطلب است اين است : نواب معظم اليه كشف اصل و نسب اين اروغ پرفروغ را راجع به كتاب « شمايل خاقان » از مصنفات ميرزا ابو القاسم قائم مقام ، روح الله روحه ، مىنمايد . مؤلف گويد قائم مقام مرحوم و بسيارى از مورخين ، اين ايل جليل را به خانان مشرق زمين يعنى تركستان منتسب دانستهاند . بعضى صريح گويند از احفاد چنگيزخانند و برخى گويند با چنگيز خان همطايفه بودهاند . بالجمله نواب معظم اليه نگاشتهاند كه اين سلسله از گنجه به استراباد آمدهاند و اول كسى كه از گنجه به استراباد آمد شاهقلى خان بود و اين در اواخر دولت شاه سليمان صفوى اتفاق افتاد . از شاهقلى خان دو پسر به وجود آمد : يكى نواب فتحعلى خان - كه جد سلاطين قاجار است - ديگرى فضلعلى آقا كه جد خوانين كبار است . پس از ارتحال شاهقلى خان پسر بزرگ او فتحعلى خان رئيس قوم و بزرگ طايفه گشت و در فتنهء افغان هزار نفر سوار از اعيان قاجار به اعانت شاه سلطان حسين برد و در اصفهان به شاه سلطان حسين پيوست و زحمات او به جهت اينكه او را نزد شاه
--> ( 88 ) - يعنى فرهاد ميرزا پسر پانزدهم عباس ميرزا نايب السلطنه .